لقمه حرام
خداوند متعال به اينكه مومنان از لقمه حلال و پاكيزه استفاده كنند
توجه خاصي مبذول فرموده است و در آيات متعدد قرآن عظيم به مومنان
سفارش فرموده اند كه از لقمه هاي پاكيزه استفاده كنند .
مثلا" در آيه 57 سوره بقره آمده است :
…
از نعمتهاي پاكيزه اي كه به شما روزي داده ايم بخوريد . يا در آيه
172 همين سوره آمده است : اي مومنان : از نعمتهاي پاكيزه اي كه به
شما روزي داده ايم بخوريد
…
و يا در آيه 160 سوره اعراف فرموده اند :
…
و به آنها گفتيم : از روزيهاي پاكيزه اي كه به شما داده ايم بخوريد
…
همچنين در آيه 81 سوره طه چنين آمده است : از روزي هاي پاكيزه اي
كه به شما داده ايم بخوريد و
…
با
توجه به موارد فوق يكي ديگر از اموري كه مي تواند موجب سالمسازي
جوانان شود ، لقمه حلال است . اسلام به والدين سفارش كرده است كه
كسب و كار خويش را پاك گردانند و از كسب حرام و حتي آلوده به حرام
و مشتبه هم بپرهيزند اين امر موجب مي شود كه فرزندان آنها با لقمه
هاي پاك و حلال پرورش يابند و به همين جهت نيكوكار و پاك شوند .
از
طرف ديگر اثرات لقمه هاي حرام نيز مخرب و خانمانسوز است . وقتي پدر
يا مادري به حلال بودن لقمه اي كه تهيه مي كنند توجه نكنند و هر
لقمه اي را از هر راهي در سفره خود و فزندانشان بگذارند ، آتش آن
دامنگير همه افراد خانواده و خصوصا" نسل آنها مي شود . فرزنداني كه
با لقمه هاي حرام پرورش يابند ديگر رعايت حرمت و تقوا را نخواهند
كرد و اصولا" لقمه حرام ، زمينه هاي كارهاي نيكو را در وجود آنان
از بين خواهند برد . شهيد دستغيب در آثار خود به اين نكته اشاره
جالبي كرده است : سالها قبل فرزند يكي از علما با سوزن مشك آب سقاي
آب فروشي را سوراخ كرد . با اعتراض سقا ، آن عالم رباني به فكر فرو
رفت كه من كه در تهيه لقمه حلال دقت لازم را داشته ام ، چرا فرزندم
مرتكب چنين عملي شده است . او از همسرش علت را جويا شد كه آيا شما
در اين باره نظري داريد يا كاري كرده ايد و
…
همسر ايشان مي گويد : وقتي من به اين پسر باردار بودم ميوه فروش
دوره گردي انار مي فروخت . من دلم خيلي انار مي خواست اما به دليل
اينكه پولي براي خريد نداشتم سوزني در يك انار فرو كردم و آن را
مكيدم !
آن
عالم مي گويد : اين كار فرزندمان نتيجه همان عمل شماست .
در
همين دوران خودمان شاهد بوده و هستيم كه فرزندان بعضي از انسانهاي
خوب منحرف شده اند . كساني كه چه بسا موعظه هاي آنها هزاران نفر را
هدايت كرده است اما غفلت آنها از لقمه هاي آلوده اي كه بر سر سفره
هاي آنان مي آمد و توسط فرزندانشان خورده مي شد اسباب انحراف و دين
ستيزي را در خانواده هاي آن بزرگان فراهم ساخت . بوده اند فرزندان
كساني كه ، به كمونيسم و التقاط و نفاق و حتي مبارزه با نظام
اسلامي را در پيش گرفتند و البته به عواقب كار خويش نيز گرفتار
شدند .
از سوي ديگر ،
خوردن لقمه حرام ، درهاي اجابت دعا را بر روي انسان مي بندد و
رابطه انسان با ملكوت را قطع مي كند . حضرت علي (ع) در دعاي كميل
از خداوند مي خواهد كه : خداوندا ! گناهاني را بر ما ببخش و بيامرز
كه موجب حبس دعا در سينه ما مي شود !
همچنين لقمه حرام گوش انسان حرامخوار را بر حق شنوي و اطاعت از راه
حق مي بندد .
در
واقعه عاشورا ، حضرت امام حسين عليه السلام چندين بار با لشكريان
يزيد صحبت كرد . خود را معرفي كرد و حسب و نسب خويش و پدر و مادر و
نسبت آنها با پيامبر را بر ايشان روشن ساخت . حتي از همه راه هاي
منطقي و احساسي براي روشن ساختن حقايق براي آنها استفاده كرد اما
اثري نداشت
…
امام سرانجام در
پاسخ دخترش كه عرضه داشت : پدر ! مگر شما خودتان را معرفي نكرديد و
حقليق را برايشان بيان نكرديد فرمود : اينها آنقدر از مال حرام
خورده اند كه قلبها و دلهايشان را قساوت فراگرفته است . شكم اينها
از حرام پر شده است به همين جهت قابل هدايت نيستند !
وقتي كسي بتواند منبع كسب و درآمد خويش را پاك نمايد و حقوقي كه بر
اموال او واجب شده است را بپردازد و لقمه حلال و پاك بر سفره
خانواده خود بگذارد در زندگي او نورانيتي پديدار مي شود كه سراسر
وجود خانواده را فراخواهد گرفت و تربيت يافتگان چنين خانواده اي به
دليل آنكه گوشت و پوست و خون آنها از حلال درست شده است نوعا"
انسانهاي پاك و حلال خور و معنوي خواهند شد . متاسفانه بي توجهي به
كسب حلال ، سراسر زندگي بسياري از افراد را آلوده ساخته است . كم
فروشي ها ، گران فروشي ها ، غش در معاملات ، كم كاري ها ، حق كشي
ها ، ندادن حقوق واجب نظير خمس و زكات و
…
همه مويد اين مطلب است كه متاسفانه بي توجهي به لقمه حلال در زندگي
بسياري از ما جاري است و همين عامل موجب انحراف جوانان و زمينه ساز
مشكلات فردي و اجتماعي در جامعه است . مي گويند روزي بحلول از كوچه
هاي بغداد مي گذشت . هارون با خدم و حشم خود به او رسيد . به
اطرافيان خويش گفت با او مطايبه اي ( شوخي) كنيم . سپس رو به بحلول
كرد و گفت : شيخ ! ما را نصيحتي كن ! بحلول گفت : آيا غذا خوردن
بلدي ؟!
هارون گفت : معلوم است
…
بحلول گفت : بگو چگونه بايد غذا خورد ؟!
هارون گفت : دستها را مي شوييم ، سر سفره با ادب مي نشينيم ، از
غذاي جلو خويش استفاده مي كنيم ، لقمه هاي كوچك را برمي داريم ،
بسم الله مي گوييم و
…
بحلول گفت : كسي كه آداب غذا خوردن را نمي داند چگونه بر مسلمانان
حكومت مي راند ؟!
هارون گفت : تو بگو كه آداب غذا خوردن چيست ؟!
بحلول گفت : اي خليفه بدان كه اصل آداب غذا خوردن ، خوردن لقمه
حلال است ! اگر لقمه ات حرام باشد همه آن كارهايي را هم كه گفتي
اگر انجام دهي فايده اي ندارد !
هارون و اطرافيان از اين جواب نغز بحلول
–
عارف انديشمندي كه بنا به سفارش ائمه و مصلحت خود را به جنون زده
بود –
متحير شدند و متفكرانه از كنار او گذشتند .
|