|
موقعيت جغرافيايي آبادان
جزيره آبادان، در 30 درجه و 22 دقيقه عرض شمالي و 48 درجه و
15 دقيقه طول شرقي در گوشه شمال غربي خليج فارس، مابين مصب رود
بهمنشير و اروندرود واقع است. از شمال به رود كارون و از شرق به
رود بهمنشير و از غرب به اروندرود و از جنوب به خليج فارس
محدود مي شود. حداكثر طول جزيره 46 كيلومتر و عرض آن در نقاط
مختلف متفاوت و ميان 3 تا 20 كيلومتر است و از راه آبي بهمنشير و
اروندرود با خليج فارس ارتباط دارد. حداكثر ارتفاع آن از سطح دريا
3 متر است. آب و هواي آن گرم و مرطوب و در منطقه معتدله قرار دارد.
نام گذاري آبادان
نام «عبادان» ماخوذ از اسم (عباد بن حصين) است كه بناي شهر را
به او نسبت داده اند. عبادان، ماخوذ شده از نام عباد بن حصين، با
پسوند «ان» است كه مردم بصره براي ساختن اسامي اماكن به اسم علمي
كه شهر منسوب بدان بوده اضافه مي كردند، مانند سليمانان، كه منسوب
به سليمان است.
در ارتباط با نام گذاري آبادان نظر دكتر بهرام فره وشي به
حقيقت نزديكتر است:
واژه «عبادان» كه در نظر اول يك واژه عربي پنداشته مي شود،
فقط چهره عربي به خود گرفته است و اين همچون وجوه تسميه برخي ديگر
از شهرهاي ايران از فقه اللغه عاميانه برمي خيزد و پايه اي سخت
نااستوار دارد. شكل كهن اين نام «اپاتان
OPATAN»
است و اين واژه از ريشه عبد، عابد و عباد نيست، اين تركيب پهلوي از
سه جز ساخته شده است:
O-PAT-AN،
جزٌ نخست
O
به معني آب است،
PAT
از ريشه پاييدن و
AN
پسوند نسبت است و «اپاتان» به معني جايي است كه در آنجا از آب دريا
و رود، پاسباني كنند و آن را مي پايند و گفته ابن حوقل و اصطخري
نيز گواه اين معني است.
اهميت جغرافيايي
آبادان
بنا به گفته مورخان آبادان به دليل وضعيت جغرافيايي، نقش مهمي
در پاسداري و نگهباني دريا داشته است.
ناصر خسرو قبادياني در اين باره مي نويسد:
عبادان بر كنار دريا نهاده است، جانب جنوبي عبادان، خود درياي
محيط است
…
گروهي از عبادان حصير خريدند و گروهي چيزي خوردني خريدند.
ناصر خسرو مي گويد: در آنجا برج هاي بلندي در دهانه دريا قرار
داشته كه بر فراز آن براي راهنمايي كشتي ها چراغ در آبگينه مي
افروخته اند تا باد نتواند خاموش كند.
ابن حوقل،
سياح و جهانگرد و جغرافي دان عرب (قرن چهارم) مي گويد:
خشبات، جايي معروف در نزديكي عبادان است كه در آن چهارچوبي و
در بالاي آن ديده باني نصب شده و نگهبان به هنگام شب در آنجا آتشي
براي راهنمايي كشتي ها مي افروزد تا جاي ورود به دجله معلوم گردد و
هرگاه كشتي ها راه گم كنند، ممكن است به سبب كم عمقي آب، در هم
شكسته شوند.
مطالب بالا، مهر تاييدي است بر نظرات دكتر بهرام فره وشي. به
استناد اين دو كتاب معتبر و گفته صاحبان جهانگرد آنها، آبادان
(عبادان) ريشه در تاريخ گذشته دارد و نبايد اين تصور در افكار ما
ايجاد شود كه تاسيس پالايشگاه و صدور نفت خام از اين بندر، باعث
معروفيتش شده است. اهميت سوق الجيشي اين شهر بسيار قديمي است و
داراي اعتبار بسيار بوده است. در كتاب حدودالعالم (تاليف 372 هـ .
ق .) مي خوانيم: عبادان، شهركي است خرد و آبادان بر كناره دريا و
همه حصيرهاي عباداتي و حصيرهاي ساماني از آنجا خيزد و نمك بصره و
واسط از آنجاست.
بنابراين فعاليت هاي اقتصادي دستي نيز در اين جزيره رونق
بسياز داشته و مازاد محصولات توليدي توسط سكنه شهر، به خارج صادر
شده و اين بر رونق و معروفيت آبادان مي افزوده است. ناصر خسرو نيز
در مورد اهميت بازرگاني عبادان مي گويد:
غرض از ساخت خشاب (خشبات)، دو چيز است:
يكي آنكه در اين حدود، خاكي گيرنده است و دريا تنگ، چنانكه
اگر كشتي بزرگ به آنجا رسد بر زمين نشيند و كس نتواند خلاص كردن و
به شب آنجا چراغ سوزند، در آبگينه، چونانكه باد در آن نتواند وزيد
و مردم از دور ببينند و احتياط كنند، دوم آنكه جهت عالم بدانند و
اگر دزدي باشد، ببينند و احتياط كنند و كشتي از آنجا بگردانند.
پس آبادان، در نقطه حساس جغرافيايي
–
بازرگاني خليج فارس قرار داشته و سرزميني آباد و مورد توجه
بازرگانان و تجار بوده است.
ابن بطوطه، سياح و جهانگرد مراكشي در سفرنامه خود، در مورد
آبادان اين مطالب را مي آورد:
عبادان،
قريه بزرگي است، معبدها و رباط ها و مساجد متعدد دارد، در ساحل
دريا، تكيه اي وجود دارد كه آن را به خضر و الياس عليهما السلام
نسبت مي دهند و رو به روي تكيه، خانقاهي واقع است. چهار تن درويش
با فرزندان خود، خدمت تكيه و خانقاه را بر عهده دارند و گذران آنان
از نذوراتي است كه از مردم مي رسد. اين تكيه به نام حضرت خضر زنده
عليه السلام، هم اكنون محل زيارت اهالي آبادان مي باشد.
ديگر جهانگرد معروفي كه درباره آبادان يادداشت هاي ارزنده
دارد، ابواسحاق ابراهيم اصطخري است كه در كتاب: «مسالك و ممالك» مي
نويسد:
عبادان، حصاركي كوچك و آبادان است بر كرانه دريا و آب دجله
آنجا گرد آيد و آن رباطي است كه در آن پاسبانان بودندي، كي دزدان
دريا را نگاه داشتندي و آنجا پيوسته اين كار را گروهي مترصد باشند.
بايد گفت كه اين جهانگرد در قرن 7 و 8 هجري مي زيسته و يكي از دقيق
ترين سياحان شناخته شده است.
احمدبن يحيي البلاذري درباره آبادان مي گويد:
عبادان، از آن «حمران بن آبان» مولاي عثمان بود كه عبدالملك
بن مروان به اقطاع به او داده بود. بلاذري در اواخر سده دوم هجري و
قرن سوم مي زيسته است.
زكريا بن محمد بن محمود قزويني در كتاب خود: «آثار البلاد و
اخبار العباد» مي نويسد:
هركسي در عبادان است از نذور و خير و صدقه نكوكاران امرار
معاش مي كند، مرقد امامزاده ها، خانقاه صوفيان و تكاياي
درويشان در عبادان، آبادانند، زوار از هر سوي و كنار مي آيند.
حمدالله مستوفي در كتاب معروف خود، جمله جالبي آورده است:
«ليس قريه وراء عبادان» كه به صورت ضرب المثل درآمده است.
«ياقوت حموي»، نيز اشاره اي به آبادان دارد:
من «ياقوت» به سال 590 در آنجا (بلجان) بودم، آنجا لنگرگاه و
كشتي هايي است كه از سرزمين هند كالا مي آورند و سپس آنها را از
آنجا به شهركي به نام «محرزه» در جزيره عبادان منتقل مي كنند.
نام عبادان در كتب ديگر جهانگردان و جغرافي دانان معروف نيز
آمده است، از جمله: «ابن خلدون» در مقدمه خود و نيز «ابن رسته» در
كتاب الاعلاق النفسيه و
…
|