مسجد و محراب الجايتو
مقدمه
بدون شك يكي از جالبترين موضوعهاي شايان مطالعه و دقت درتاريخ
معماري اسلامي ايران ، بررسي مساجد به سبك ايراني است . مساجد
ساخته شده در ايران ، به دو دسته تقسيم يم شوند ؛ كه از حيث اهميت
به مانند يكديگر نيستند . يك دسته ، ابنيه اندكي را شامل مي شود كه
با سبك نقشه هاي عربي استوار شده ، و ديگر مساجد به سبك ايراني است
.
مساجد عربي يا در حقيقت اسلامي ، با تاس از روح فرهنگ اسلامي كه
سادگي و بسط فرهنگ دنيا گريزي را اشاعه يم دهد ، پديد آمده اند .
براي شناخت دقيق مسجد به سبك اوليه ، كافي است نظري به شكل گيري
مسجد النبي در مدينه بيندازيم . اين مسجد با مصالح بسيار ساده شكل
گرفت ، و از تزيين خالي بود . محراب به شكلي كه بعدها در دوران
اموي معمول شد ، وجود نداشت . با گسترش اسلام ، روح مسجد به مناطق
مفتوحه آمد . مومنان براي تكريم اين مقدسترين مكان ، بيشترين
خلاقيت و ذوق خويش را به كار گرفتند . سبكهاي متعددي از نحوه
معماري مسجد ، در مناطق مختلف پديد آمد . يكي از سبكهاي شاخص ، سبك
ايراني شد . بطور كلي ، سبك ايراني همان سبك چهار ايواني است ، كه
در مسجد ، از قرن پنجم به بعد ، جايگ ين مساجد اوليه گرديد . مسجد
جامع اصفهان ، يكي از مساجد ايراني و با طرح و نقشه ايراني ، از
جمله “ پرآوازه ترين بناي ايران اسلامي است ” { گدار ، آثار ايران
، ج 4 ، 38 } . كه در طي قرون و اعصار مختلف تاريخي ، بر آن افزوده
شده تا به شكل امروزي خودش درآمده است . قديمترين اثر تاريخدار در
مسجد جامع اصفهان ، به سال 481 ه.ق اسست ، كه در دوران ملكشاه
سلجوقي ( 465 ـ 485 ه.ق) پديد آمد { گدار ، آثار ايران ، ج4 ، 38}.
بعدها در ادوار مختلف تاريخي ، هر سلسه اي چيزي بر اين بنا
افزودند ، تا نامي از خود به يادگار گذارده باشند . اين روال كار .
تا دوران قاجاريه ( 1193 ـ 1334 ه.قق) ادامه يافت .
مسجد الجايتو
از
دوره ايلخاني ( 656 ـ 736 ه.ق) در مسجد جامع اصفهان آثار كمي به
جاي مانده است . بدون ترديد ، دليل آن اين بود كه در زمان ايين
پادشاهان سوداگر ، اصفهان دور از جاده هاي بزرگ حمل و نقل قرار
داشت ؛ به طوري كه به دست فراموشي سپرده شده و تهيدست مانده بود {
گدار ، آثار ايران ، ج4،60}.
صحن اصلي مسجد جامع اصفهان ، داراي چهار ايوان در شمال ، جنوب ،
شرق و غرب است . در ضلع غربي صحن اصلي مسجد جامع اصفهان ، جايي كه
“ ايوان استاد ” ناميده مي شود ، شبستان آجري كوچكي ، كه به نام
مسجد الجايتو شناخته مي شود ، قرار دارد . اگرچه اينن مسجد كوچك
است ، اما شهرتي تام و تمام دارد . اين شهرت زياد نه به واسطه
شبستان آجري آن ، بلكه به خاطر محراب گچبري و زيباي واقع در ان است
، كه توجه هر بيننده اي را به خود جلب مي كند .
درباره باني مسجد
الجايتو ، به غير از آندره گدار ، ديگر محققان مسجد جامع اصفهان ،
سخني نگفته اند. علت آن را شايد بتوان در معماري اين بنا جستجو كرد
كه از حيث معماري ، چندان قابل توجه نيست . از طرفي ، وجود محراب
بسيار نفيس و پر ارزش الجايتو ، باعث گرديده است تا چشمها را خيره
كند و بقيه اجزا و عناصر اين شبستان را به دست فراموشي سپارد .
آندره گدار فرانسوي در دو محل ، بناي مسجد الجايتو را توضيح داده
است . وي مي نويسد :“ در اينجا اين سوال پيش مي آيد كه آيا شبستاني
كه در جلو محراب ساخته شده ، متعلق به دوره الجايتو ( 703 ـ 716
ه.ق) مي باشد يا خير . به نظر طبيعي مي رسد ، تصور كنيم كه
فرمانروايي كه فرمان ساختن محراب معروف را داده ، شبستاني را هم كه
اين محراب امروز آن را زينت بخشيده ، ساخته باشد مع ذلك
…
، من چنين عقيده اي ندارم . ابتدا به اين دليل كه در كتيبه تاريخي
محراب ، از اين شبستان يادي نشده . دليل ديگر كه به نظر مي رسد ،
اين است كه بگوييم : ضلعي كه محراب در ان جاي داشته ، با نقوش سبك
مغولي خود در همان زمان بناي محراب ساخته شده ،ولي
در جريان تعميرات بعديي از ميان رفته است ،
…
دليل سوم كه به گمان من بهتر از همه است ، اين است كه : شبستان و
محراب در يك زمان ساخته نشده اند ، زيرا معماري شبستان كه آ آجر
بنا شده ، خشك و بدون تزيينات بوده و حال آنكه ، محراب و محدوده
سابق آن از گچ ضخيمو داراي تزيينات است
…
” { گدار ، آثار ايران ، ج1 ، 284 }.
سپس ، گدار با توجه به نحوه معماري انجام شده در شبستان مسجد
الجايتو و مقايسه آن با “ صفه عمر ” ، از بناهاي دوره شاه محمود در
ضلع شرقي مسجد جامع اصفهان ، ادامه مي دهد : “ نحوه معماري شبستان
، مشابه صفه اي است كه به فرمان قطب الدين شاه محمود آل مظفر { 759
ـ 776 ه.ق} ساخته شده است و از آنجا كه اين قطب الدين ، در مسجد
جمعه اصفهان آثار چشمگيري از خود باقي گذاشته و تنها فرمانرواي آل
مظفر { 713 ـ 795 ه.ق} بوده است كه نامش در مسجد ديده مي شود ، به
گمان من از آنچه گفته شد ، چنين بر يم ايد كه اين قطب الدين شاه
محمود بوده كه شبستان محراب الجايتو را همزمان با صفه عمر بنا كرده
است { گدار . آثار ايران ، ج1 ، 287 }.
البته بعدها ، گدار اين گمان را تبديل به يقين كرد و نوشت : “
…
بدون ترديد شبستان محراب الجايتو در زمان سلطنت قطب الدين شاه
محمود ساخته شده است ” { گدار ، آثار ايران ، ج4 ، 211} . شاه
محمود ، برادر شاه شجاع و از پسران امير مبارز الدين مظفري ، پس از
غلبه بر اصفهان ، از اطاعت برادرش ، شاه شجاع ، روي گرداند . همين
مسئله ، مدتها دو برادر را به جنگ كشاند . وي در دوران حكمروايي
خود در اصفهان ، آثار چندي را پديد آورد كه يكي از آنها صفه عمر
است .
متاسفانه ، كتيبه تاريخدار كه به شرح ساخت بناي شبستان اشاره كند ،
در مسجد الجايتو وجود ندارد . آنچه گدار ذكر كرد ، بر اساس دلايل
معماري است كه قابل تاييد يا تكذيب نيست .ولي چون در حال حاضر ،
نظر كارشناسانه ديگري درباره مسجد الجايتو وجود ندارد . مي توان ان
را با قيد احتياط پذيرفت .
محراب الجايتو
در
ضلع جنوبي شبستان الجايتو ، محراب گچبري الجايتو و منبر منبتكاري
شده اي وجود دارد . اين منبر تاريخ ندارد . و بر روي ان طرحهاي
هندسي منظم كنده كاري شده است . ليكن ، محراب الجايتو داراي تاريخ
است ، و ساخت اين محراب را به سال 710 ه.ق بيان مي كند . محراب
گچبري ، شامل : نقوش گل و بته ، و كتيبه مي شود . اين محراب در
عاليترين درجه استادي و مهارت در گچكاري پديد آمده است . و از حيث
سبك با محرابهاي زمان خود فرق دارد ؛ هم از جهت طرح ، و هم از جهت
اينكه سطح جلدي گچ كاملا صاف است و مانند معمول برجسته نيست {
ويلبر ، معماري اسلامي ايران در دوره ايلخانان ، 153}. در كتيبه
تاريخي اين محراب كه در وسط ان به خط ثلث ( هننر فر ، گنجينه آثار
تاريخي اصفهان ، 116 } گچبري شده ، آمده است : “ هذا المحراب
المستطاب في ايام معدله السلططان حامي حوزه الاسلام و الايمان غياث
الدنيا و الدين ظل الله في الارضين حرس الله ببقائه الاسلام من
فواضل صدقات
…
صاحب ديوان الممالك شرقا و غربا بعدا و قربا سعد الحق و الدين
المخصوص بعنايه رب العالمين محمد الساوي اعز الله انصاره و ضاعف
اقتداره تولاه العبد الضعيف الراجي الي رحمه الله تعالي و غفرانه
عضد بن علي الماستري
…
في صفر سنه عشر و سبعمئه ختمه الله تبارك و تعالي بالخير و الظفر ”
{ گدار . آثار ايران ، ج 4 ، 61}.
هنر فر و رفيعي
مهر آبادي ، “ ختمه الله ” را “ ختم الله ” آورده اند { رفيعي مهر
آبادي ، آثار ملي اصفهان } . هنچنين در لابلاي كتيبه عبارت : “
سلطان محمد ” امده ، كه گدار ان را نياورده است { هنر فر ، گنجينه
آثار تاريخي اصفهان ، 116 ؛ رفيعي مهر آبادي ، آثار ملي اصفهان ،
516 }. خواجه سعد الدين ، محمد مستوفي ساوجي ، در دوره سلطنت غازان
خان ( 294 ـ 703 ه.ق) ، زا رجال مشهور دربار او بود . در پايان عمر
غازان خان ، علاوه بر مقام وزارت ، رتبه امارت نيز يافت. آنچنان كه
از كتيبه محراب الجايتو مشخص مي شود . در دوران الجايتو ( 703 ـ
716 ه.ق) نيز
وزير و صاحب ديوان بود . وي در سال 711 ه.ق به جرم اختلاس ،به
فرمان الجايتو در نزديكي بغداد به قتل رسيد.
در
اطراف كتيبه فوق ، سوال جابربن عبدالله انصاري از پيامبر (ص) ، در
خصوص اولوالامر ـ به خط ثلث ـ آمده است : “ عن جابر بن زيد الجعفي
، قال سمعت ، جابر بن عبدالله انصاري ، يقول : لما انزل الله علي
نبيه ـ صلي الله عليه و آله ـ : “ يا ايها الذين آمنوا اطيعو الله
و اطيعوا الرسول و اولي الامر منكم ” ، قلت : يا رسول الله ! قد
عرفنا الله و رسوله ، فمن اولوالامر ، الذين قرن الله طاعتهم و
طاعه رسوله ؟ فقال عليه السلم ” { رفيعي مهر آبادي ، آثار ملي
اصفهان ، ص 517 } . در اخر اين قسمت از كتيبه و بعد از كلمه “
السلم ” ، نام استاد هنرمندي كه اين محراب را پرداخت كرده ،
اينگونه آمده است : “ عمل حيدر ” . در دنباله اين كتيبه كه در
حقيقت پاسخ مشروح پيامبر (ص) به جابر انصادي است ، در حاشيه فرو
رفتگي محراب و در دو رديف نوشته شده است : “ هم خلفائي يا جابر و
ائمه المسلمين بعدي : اولهم ، علي بن ابي طالب ، ثم علي بن موسي ،
ثم محمد بن علي ، ثم علي بن محمد ، ثم الحسن بن علي
. ثم
…
حجه الله في ارضه و بقيه في عباده ابن الحسن بن علي ، ذلك الذي
يفتح الله تعالي ذكره علي يده ـ مشارق الارض ومغاربها ” { هنر فر ،
گنجينه ، آثار تاريخي اصفهان ، 120 }.
همچنين ، در حاشيه بزرگ اين محراب ، كتيبه اي به خط ثلث وجود دارد
، كه دو حديث ، يكي از پيامبر (ص) وديگري از علي بن ابي طالب (ع)
است . هر دو ، پيرامون مسجد و احترام به ان است {رفيعي مهر آبادي ،
آثار ملي اصفهان ، 518}.
يكي از نكات تاريخي و جالبي كه از كتيبه تاريخدار و اصلي اين محراب
بر مي آيد ، آن است كه محراب مزبور ، از مضافات عماراتي بود ، كه
پس از آتش سوزي در سال 515 ه.ق تجديد بنا شد .
محراب الجايتو در
گذشته و حال
ديولافوا پس از
ديدن اين محراب ، گچبريهاي بسيار عالي و استادانه آن را ستود ، و
بر صنعتگر
ماهر آن درود فرستاد . نقاشي بسيار جالبي كه وي از اين محراب ترسيم
كرد ، گوياي اين واقعيت تلخ است كه قسمتهاي زيادي از پايين محراب
گچبري ريخته ، و آجرهاي زير گچبريهاي ريخته شده مشهود است {
ديولافوا ، سفرنامه ديولافوا در زمان قاجار ، 301 } . بعدها ،
هنگامي كه هدايت از مسجد جامع ديدن كرد . بيشترين توصيف از عناصر
مسجد جامع را اختصاص به اين محراب داد و افسوس خورد كه چگونه اين
اثر در معرض خطر قرار گرفته است { هدايت ، اصفهان نصف جهان ، 34}.
در
سال 1311 ، كه مويت هاكس به ايران آمد و از مسجد جامع اصفهان ديدار
كرد ، درباره محراب گچبري مسجد الجايتو كه به سال 1310 ميلادي {
710 ه.ق} بنا شده ، تنها نقططه تعمير شده ايين خرابه در حال ريزش {
مسجد جامع } است ؛ ولي تاكهاي در هم پيچيده و شكوفه هاي كنار (سدر)
چنان زيبا و انبوه است ،كه مومنان را از فكر زيارت مكه با همه
معنويتش باز مي دارد . آيا انصاف است ، گنبدها فرو ريزند و محراب
تعمير شده ، به تنهايي برجاي بماند ” { هاكس ، ايران ، افسانه و
واققعيت ، 53} .
اين گزارش ، نشان مي دهد كه با وجود ثبت تاريخي مسجد جامع در سال
1310 { كشكوتي ، بناهاي تاريخي و اماكن باستاني ايران ، 26} ،
اقداميي براي تعمير و ترميم آن صورت نگرفته است . متاسفانه ، ويلبر
كه در سال 1320 از اينن اثر ديدن كرد . درباره وضعيت ان گزارشي به
دست نداد و فقط به ذكر مختصري از كتيبه ، تاريخ و نحوه گچبري محراب
الجايتو پرداخت { ويلبر ، معماري اسلامي ايران در دوره ايلخانان ،
153} . خوشبختانه ،گزارش سال 1335 به ما مي گويد :“ اين محراب را
در سنوات گذشته ، شيادان قالب گيري كرده بودند كه محراب اصلي را
مانند محراب معرقكاري مدرسه بابا قاسم خارج نمايند ، كه خوشبختانه
يك نفر از علاقه مندان به آثار باستاني ،مانع از اين عمل گرديد.
باستان شناسي در سال 1318 ه.ش خرابه هاي آن را تعمير كرده
…
و در محافظت آن اهتمام بليغ به عمل آورد. در سال گذشته { 1334} نيز
باستان شناسي براي جلوگيري از دست زدن و خرابي به اين محراب
…
با نصب طارمي چوبي ، موجبات محافظت
را
فراهم اورده است ” { نيكزاد امير حسيني ، نشريه اداره فرهنگ استان
دهم ( اصفهان ) ، شماره 10 ، 27 ـ 28 } . از سال 1345 تا سال 1355
، مبلغ 635/002/44 ريال براي تعميرات داخلي و خارجي مسجد جامع ،
از سوي سازمان ملي حفاظظت آثار باستاني ايران در مسجد جامع هزينه
شد { مهران ،كارنامه ده سسال خدمت سسازمان مليي حفاظت آثار باستاني
ايران ، 140 } . اين رقم ، بالاترين رقم هزينه شده در استان اصفهان
، براي يكي از آثار تاريخي آن است . به تبع اين هزينه ، شبستان و
بويژه محراب آن نيز تعمير و ترميم شد .
در
حال حاضر ، شبستان و محراب در وضعيت خوبي قرار دارد . محراب
الجايتو كه يكي از جاذبه هاي گردشگري شهر اصفهان محسوب مي شود ، هر
روز مشتاقان زيادي از گردشگران داخلي و خارجي را به خود جلب مي كند
. مسئولان ميراث فرهنگي در حفاظت آن سعي بليغ دارند . تا فاصله سه
متري از محراب و منبر مسجد الجايتو ، نرده هاي چوبي كار گذاشته شده
است تا بازديدكنندگان نتوانند سطح گچي محراب را لمس كنند .
اگر تصاويري كه
ويلبر از اين اثر به دست داده { ويلبر ، معماري اسلامي ايران در
دوره ايلخانان ، 259 } با تصاوير هنر فر { هنرفر ، گنجينه آثار
تاريخي اصفهان ، 117 } كه وضعيت امروزي ان را نشان مي دهد مقايسه
شود ، معلوم مي گردد كه قسمتهاي بالاي محراب الجايتو تعمير و ترميم
اساسي شده است . از اين رو ، تا حدود زياد اميد است كه اين اثر
نفيس ، به حيات تاريخي خودش ادامه دهد .
منابع :
1.
ديولافوا ، ژان ، سفرنامه ديولافوا در زمان قاجاريه ، ترجمه و
نگارش فره وشي ، چاپ دوم ، تهران ، كتابفروشي خيام ، 1361.
2.
رفيعي مهر آبادي ، ابوالقاسم ،آثار ملي اصفهان ، چاپ اول ، تهران ،
نشر آثار ملي ايران ، 1352
3.گدار ، اندره
وديگران ، آثار ايران ، ترجمه ابوالحسن سروقد مقدم ،چاپ سوم ، مشهد
. موسسه چاپ و انتشارات آستان قدس رضوي ، 1375
3.
مشكوتي ، نصرت ا…
، بناهاي تاريخي و اماكن باستاني ايران ، تهران ، سازمان ملي حفاظت
آثار باستاني ايران ، بي تا
4.
مهران ،محمود ،كارنامه ده سال خدمت سازمان ملي حفاظت آثار باستاني
ايران ، تهران ، سازمان ملي حفاظت آثار باستاني ايران ، 1355.
5.
ويلبر ، دونالد نيوتن ، معماري اسلامي ايران در دوره ايلخانان ،
ترجمه عبدا…
فريار ، چاپ دوم ، تهران ، شركت انتشارات علمي و فرهنگي ، 1365
6.
نيكزاد امير حسيني ،كريم ، “محراب گچبري مسجد جامع اصفهان ” ،
نشريه اداره فرهنگ استان دهم ( اصفهان ) ، سال دوم ، 1335 ، شماره
10.
7.
هاكس ، مويت ايران ، افسانه و واقعيت ، ترجمه
محمد حسين نظري نژاد و ديگران ، چاپ دوم ، مشهد ، انتشارات آستان
قدس رضويي ، 1370
8.
هدايت ، صادق ، اصفهان نصف جهان ، تهران ،
كتابفروشي خاور ، 1311
9.
هنر فر ، لطف ا…
، گنجينه آثار تاريخي اصفهان ،چاپ دوم ، اصفهان كتابفروشي ثقفي ،
1350
|