آيت الله حاج شيخ محمد كاظم شيرازي
اشاره
حوزه علميه نجف
اشرف ، از گاه بنياد به دست تواناي شيخ الطائفه ابو جعفر محمد بن
حسن علي طوسي ، در سال 448 ه.ق ، تاكنون ، علماي بزرگي را به خود
ديده است ، كه نام و يادشان در درازاي تارخ ، ماندگار خواهد بود .
آنان با تمام تعهد و احساس مسئوليت ، به نشر دانش علوي و گسترش
مكتب جعفري (ع) پرداختند و در طول هزار سال ، چراغ فقاهت شيعي را
فروزان نگاهداشتند . آنان با تاليف و تصنيف ، و با درس و بحث ، و
پرورش شاگردان خود ، علوم آل محمد (ص) را به نسلهاي آينده انتقال
دادند و درخت تناور دانش اهل بيت (ع) را پربارتر ساختند . يكي از
آن دانشوران ، كه عمري آيت الله حاج شيخ محمد كاظم شيرازي ـ اعلي
الله مقامه الشريف ـ است ؛ كه نام و ياد نيكش در كتب تذكره و تراجم
مضبوط است و ما براي اداي حقي اندك از حقوق فراوانش ، اين مقاله را
تقديم ارباب معرفت مي كنيم .
ولادت
آيت الله حاج شيخ كاظم شيرازي در سال 1290 ه.ق ، در شيراز زاده شد
{ موسوي كاظمي ، احسن الوديعه ، ج2 ، 131 ؛ انصاري قمي ، ديوان
اشعار ، 264}. برخي هم سال ولادتش را مردد بين 1290 و 1292 ه.ق
نگاشته اند { مشار ، مولفين كتب چاپي ، ج5 ، 24} . پدرش ، حاج حيدر
، از تجار شيراز بود و به تقوا و پرعيزگاري شهرت داشت { ركن زاده ،
دانشمندان و سخنسرايان فارس ، ج4 ، 232 }.
تحصيلات
وي دوران كودكي
اش را در زادگاهش به فراگيري خواندن و نوشتن گذرانيد . سپس در سال
1300 ه.ق همراه با پدر و مادرش به قصد زيارت عتبات عاليات ، رهسپار
نجف وكربلا شد . وي در كربلا با والدينش اقامت گزيد . و ادبيات عرب
را بخوبي فرا گرفت . پس از دو سال ، پدر و
مادرش به شيراز بازگشتند . او به تنهايي به تحصيل ادامه
داد تا پس از چهار سال ، به شيراز مهاجرت كرد . وي
مطول و معالم را نزد عالم كامل حاج سيد محمد علي كازروني ـ كه در
تدريس بسيار ماهر بود ـ فرا گرفت .
حركت به كربلا
ايشان در سال 1306 ه.ق ـ پس از دو سال اقامت در شيراز ـ رهسپار
كربلا شد ، و در مدت كوتاهي ـ حدود چهار سال ـ شرح لمعه ،قوانين ،
فصول و رياض را به پايان رسانيد سپس وي تصميم گرفت به سامرا ـ كه
تحت سرپرستي آيت الله العظمي ميرزاي شيرازي داراي حوزه علميه
شكوهمندي شده بود ـ برود { موسوي كاظمي ، احسن الوديعه ، ج2 ، 131
؛ واعظ خياباني ، علماي معاصرين ، 241}.
مهاجرت به سامراء
ايشان ، در حدود سال 1310 ه.قق به سامرا رفت { تهراني ، نقباء
البشر ، ( مخطوط) بدون صفحه } و مورد توجه فراوان ميرزاي شيرازي
قرار گرفت . ميرزا سفارش او را به حضرت آيات : سيد محمد فشاركي و
ميرزا محمد تقي شيرازي نمود { شاهرودي ، اسره المجدد الشيرازي ،
208 } . او در آن زمان ، مورد نظر و محبت پدرانه ميرزاي شيرازي بود
، و در خانه او به سر مي برد و همواره حاضر به خدمت بود . { ركن
زاده آدميت ، دانشمندان فارس ، ج4 ، 232 } . نخست ، وي رسائل و
مكاسب را نززد علامه بزرگوار شيخ حسنعلي تهراني به پايان برد ، و
سپس در درسهاي مرحوم ميرزا محمد تقي شيرازي و سيد محمد فشاركي شركت
نمود . به گفته ركن زاده ، چندي هم در درس مجدد شيرازي حضور پيدا
كرد . با مهاجرت مرحوم آيت الله طباطبايي فشاركي به نجف اشرف
،منحصرا به درس ميرزا محمد تقي شيرازي حاضر شد و تا روز وفاتش ،
ملازم بحث او بود و در اين مدت طولاني ـ حدود 28 سال از 1310 تا
1338 ه.ق ـ از او جدا نشد ؛ به طوري كه بر همه شاگردان استاد فايق
آمد و از بزرگان شاگردان او به شمار رفت { موسوي كاظمي ، احسن
الوديعه ، ج2 ، 131 ، اميني ، معجم رجال الفكر في النجف ، ج2 ، 781
؛ تهراني . نقباء البشر ( مخطوط ) ، بدون صفحه }
مهاجرت به كربلا
حاج شيخ محمد كاظم شيرازي در اواخر محرم الحرام 1336 ه.ق پس از
پايان جنگ جهاني اول ، همراه با استادش به كاظمين رفت . او در
اوايل سال 1337 ه.ق همراه با استاد ، به كربلا مهاجرت كرد و تا
وفات ميرزا محمد تقي شيرازي ، در آن خاك پاك به تحصيل و تدريس
اشتغال داشت { شاهرودي ،اسره المجدد الشيرازي ، 208 }.
استادان
از
آنچه گفته شد ، بر مي آيد كه او غالب سطوح و خارج خويش را در محضر
استادان ذيل به پايان برده است .
1.
ميرزا محمد تقي حائري شيرازي ( 1256 ـ 1338 ه.ق) ، نويسنده حاشيه
المكاسب
2.
سيد محمد فشاركي اصفهاني ( 1253 ـ 1316 ه.ق) ،نويسنده الرسائل
الفشاركيه
3.
شيخ حسنعلي تهراني ( د. 1325 ه.ق ) ، نويسنده
تقريرات بحث مجدد شيرازي ( بيع و خيارات )
4.
سيد محمد علي كازروني شيرازي
خاطره اي از دوران تحصيل
آيت الله سيد رضي شيرازي ، نوه دختري معظم له ، مي گويد : “ روزي
جدم ، حاج شيخ محمد كاظم شيرازي ، خاطره اي از دوران سخت زندگي
طلبگي خود براي من نقل كردند كه : يكي از نوه هاي دختري ميرزاي
شيرازي به نام آقا سيد احمد سبط ، به حجره من در سامرا آمد كه نهار
را پيش من بماند . براي ايشان دو عدد تخم مرغ نيمرو كردم . گفتم :
آقا سيد احمد ، قدر اين غذا را بدان زيرا شش ماه است كه از حجره من
، دود غذا بر نخاسته است { من سيد رضي شيرازي } به ايشان عرض كردم
: پس چه مي خوريد ؟ فرمود : اكثر اوقات ، تمر هندي را در آب خيس مي
كرديم ، و قدري هم شكر سرخ به آن مي افزوديم ، نان هم در آن تريد {
خورد} مي كرديم و مي خورديم ” { شيرازي ، مجله حوزه ، شماره 50 ،
29 } .
حركت به نجف
ايت الله شيخ محمد كاظم شيرازي پس از وفات استادش ، ميرزا محمد تقي
شيرازي ، در 1338 ه.ق ، رهسپار نجف اشرف شد و به تدريس خارج فقه و
اصول پرداخت . او در اين مدت و تا هنگام وفاتش ، يكسره به تدريس و
تاليف پرداخت . وي در حوزه نجف شهرتي فراوان كسب كرد ، چشمها به او
دوخته شد . و مورد توجه فراوان زعيم بزرگ شيعه آيت الله العظمي سيد
ابوالحسن اصفهاني قرار گرفت . حتي غالب استفتائات مرحوم آيت الله
اضفهاني ، به نظر آن مرحوم بود كه به امضاء و مهر سيد مي رسيد {
شريف رازي ، گنجينه دانشمندان ، ج1 ، 271 } علامه بزرگوار شيخ آقا
بزرگ تهراني در بخش مخطوط نقباء البشر ، از او به عنوان “ العالم
الفقيه المحقق الجليل الشيخ محمد كاظم الشيرازي دامت بركاته من
اجله العلماء الاعلام ” ياد كرده است .
تدريس
او
در تدريس ، بسيار خوش بيان و زيبا كلام بود . صاحب احسن الوديعه مي
نويسد : “ حاج شيخ كاظم شيرازي ، امروز از اكابر علماء مجتهدين و
بزرگان فقهاي متتبعين است . جمعي از اصحاب و گروهي از طلاب ، به
بحث او حاظر مي شوند . جيد التقرير ، لطيف التحرير ، حسن المعاشره
و طريف المحاوره مي باشد ” { موسوي كاظمي ، احسن الوديعه ، ج2 ،
131؛ واعظ خياباني ، علماي معاصرين ، 241 }.
شيوه تدريس
آيت الله سيد رضي
شيرازي مي فرمايد : “ از خصوصيات اين بزرگوار ، اين بود كه شاگرد
را پرورش مي داد . اين شيوه را ايشان ، از مكتب سامرا گرفته بود .
نه تنها به شاگرد مجال اشكال كردن مي داد ، كه اگر شاگرد نمي
توانست اشكال خود را درست تقرير كند و يا اينكه اصلا اشكال نابجا
بود ، آن مرحوم ابتدا اشكال را به صورت صحيح مطرح مي كرد و مي گفت
: منظور شما حتما همين است ، آنگاه به پاسخ آن مي پرداخت . يكي از
توصيه هاي ايشان اين بود كه مي فرمود
هيچ گاه در مباحثات و موارد اظهار نظر ، اول مازاد نباشيد . مقصودش
اين بود كه طبق مرسوم بازاريان ، وقتي جنس را براي مزايده به بازار
مي آوردند ، آن كس كه اول قيمت بگذارد سخن او حرف آخر نيست .
ديگران قيمت بالاتر پيشنهاد مي كنند و در نتيجه ، آنچه او گفته
ارزش خود را از دست مي دهد . در مباحثات هم وقتي مسئله اي مطرح مي
شود ، شما اولين نفر نباشيد كه نظر خود را بيان مي كند ، بلكه
هميشه صبر كنيد تا ديگران مطالب خود را بگويند و شما حرف آخر را
بزنيد { شيرازي ، مجله حوزه ، شماره 50 ، 28 }.
شاگردان
برخي از تلاميذ
آن فقيه بزرگ ، عبارتند از :
1.
شيخ بهاء الدينن محلاتي شيرازي ( 1314 ـ 1401 ه.ق) نويسنده توضيح
المسائل و راهنماي حق
2.
شهيد سيد عبدالحسين دستغيب شيرازي ( 1322 ـ 1402 ه.ق) ، نويسنده
قلب سليم و گناهان كبيره
3.
سيد مرتضي فيروز آبادي ( 1329 ـ 1410 ه.ق) ،
نويسنده عنايه الاصول في شرح كفايه الاصول
4.
سيد سجاد علوي گرگاني ( 1322 ـ 1407 ه.ق)
5.
شيخ حيدر علي محقق اصفهاني
6.
سيد محمد علي سبط الشيخ انصاري ( 1330 ـ؟)
7.
سيد محمد حسين شيرازي ( د. 1374 ه.ق) ، فرزند
ميرزا علي آقا شيرازي و داماد معظم له
8.
سيد محمد حسن فضل الله عاملي ( 1310 ـ 1392 ه.ق ) نويسنده الرد علي
الماديين
9.
شيخ محمد تقي بهجت ، صاحب توضيح المسائل
10.
آقا سيد علي بهشتي
11.
شيخ علي كاشف الغطاء
12.
شيخ صدرا باد كوبه اي
13.
شيخ علي خراساني
14.
مروج
15.
شيخ محمد تقي هرندي
16.
محدث خراساني
17.
سيد صادق شريعتمداري
18.
شيخ محمد تقي جعفري
19.
دهاقاني
20.
امام سدهي اصفهاني
21.
شيخ احمد فياض
22.
سيد محمود علوي شيرازي
23.
شيخ محمد رضا بروجردي
24.
سيد هادي تبريزي
25.
شيخ علي كفراني ( قديري)
26.
سيد جعفر مرعشي ( 1326 ـ 1407 ه.ق) ، نويسنده الرساله الجعفريه في
العقائد الاثني عشريه
27.
سيد اسماعيل صدر ( 1340 ـ 1388 ه.ق) ، نويسنده
الاخلاق و دورها في الحياه
28.
سيد محمود علوي تبريزي ( 1315 ـ 1381 ه.ق) ،
صاحب الحجاب و الاسلام
29.
شيخ موسي عز الدين ( 1310 ـ 1400 ه.ق) ، نويسنده الاسلام و قضايا
الساعه
30.
شيخ مجيد خميس ( 1304 ـ 1384 ه.ق) ، صاحب غايه المأمول
31.
حاج ميرزا آقاي شيرازي
32.
سيد محمد روحاني قمي ( 1338 ـ 1418 ه.ق ) ، نويسنده منتقي الاصول و
المرتقي الي الفقه الارقي
33.
سيد محمد حسيني همداني ( 1322 ـ 1418 ه.ق)
نويسنده انوار درخشان در تفسير قرآن و
شرح اصول كافي
34.
جاج شيخ احمد فياض سدهي اصفهاني
35.
سيد مهدي حسيني اشكوري ( و . 1340 ه.ق ) ، صاحب توضيح المسائل و
انوار عرشه
36.
شيخ حسين وحيد خراساني ( و. 1340 ه.ق ) ، صاحب توضيح المسائل و
مناسك حج
37.
سيد تقي طباطبايي قمي ( و. 1341 ه.ق) ، صاحب
مباني منهاج الصالحين و مجالس شبهاي شنبه
38.
حاج شيخ لطف الله صافيي گلپايگاني ( و. 1338
ه.ق ) نويسنده منتخب الاثر في الامام الثاني عشر و نويد امن و امان
معظم له از محدث بزرگ شيعه ميرزا حسين نوري ، صاحب مستدرك الوسائل
، اجاره حديث داشت ، و خود از اقطاب روايت و مشايخ اجازه بود . و
بسياري از فقها و دانشمندان از او اجازه روايت اخذ كردند ، كه از
آن جمله است :
1.
آيت الله سيد شهاب الدين نجفي مرعشي
2.
حاجيه خانم نصرت بيگم امين اصفهاني
3.
شيخ عبداللطيف سمامي حايري تنكابنيي
4.
شيخ صدر الدين محلاتي شيرازي
5.
حاج سيد محمد حسيني همداني ، معروف به آقا نجفي
مرجعيت
آن فقيه بزرگ ،
از ياران و اعوان زعيم علي الاطلاق شيعه آيت الله سيد ابوالحسن
اصفهاني بود ، و در زمان مرجعيت آن مرجع بزرگ ، از علماي مطرح حوزه
نجف به شمار مي رفت و غالب استفتائات مرحوم سيد را معظم له پاسخ مي
داد . { شريف رازي ، گنجينه دانشمندان ، ج1 ، 272 } . پس از وفات
مرحوم سيد و مرحوم آيت الله حاج آقا حسين قمي ، مرجعيت ايشان اوج
گرفت
و
بسياري از مومنان استان فارس بويژه شهر شيراز ، به او رجوع كردند {
آقا بزرگ تهراني ،نقباء البشر ( مخطوط ) ، بدون شماره صفحه } .
مجلس درس او شلوغ شد ، و اغلب شاگردان مرحوم سيد ، به درس وي حاضر
شدند { شاهرودي ، اسره المجدد الشيرازي ، 208 } . اما موضوع رفتن
فرزندانش به مدارس جديد عراق ، مستمسك عده اي قرار گرفت ، و عليه
وي به تبليغ پرداختند . اين امر ، موجب انزواي ايشان شد . آيت الله
سيد رضي شيرازي مي گويد : “ محيط مدارس جديد عراق ، از نظر علما
پذيرفته نبود ، به خاطر جنبه تجدد اين مدارس به هر صورت ، علما روي
خودش به اين مدارس نشان نمي دادند . پسران حاج شيخ ، به اين مدارس
مي رفتند و ديپلم گرفتند . يكي از اينها دكتر احمد كاظم ـ كه الان
در عراق است ـ قبل از شروه جنگ جهاني دوم براي دوره طب ، به آلمان
رفت . همين امر ، باعث شد تا عده اي كه با مرحوم شيخ مسائلي داشتند
، عليه او تبليغات كنند . برخي از افراد متدين ـ ولي ساده ـ تحت
تاثير اين تبليغات واقع شده بودند ؛ مثل مرحوم شيخ محمد علي
خراساني ، كه مرد زاهد و با تقوايي بود . ولي به خاطر تحريكات
ديگران ، در مجالسي كه شيخ حاضر بود ، روي منبر او را مورد خطاب و
عتاب قرار مي داد و مي گفت : بچه هايت را فرنگ مي فرستي و از سهم
امام به آنان مي دهي ؟ مرحوم پدرم فرمود : روزي به او گفتم : اينكه
به شيخ اعتراض مي كني ، بر اساس شنيده هاست يا آگاهي خودتان است ؟
گفت : بر اساس شنيده هاست . به او گفتم : رفتن فرزند ايشان به فرنگ
، هيچ ارتباطي به ايشان ندارد ، و از سهم امام هم چيزي به او نداده
است . پسر شيخ ، چند سالي دركوفه ،معلمي كرده و پولي فراهم آورده
است ، و براي ادامه تحصيل پزشكي ، به فرنگ رفته است . مرجوم پدرم
فرمود : از آن به بعد ، نه تنها شيخ محمد علي درباره شيخ چيزي نگفت
، كه آمد خدمت آقا و حلاليت طلبيد . در هر صورت ، به خاطر اين
تبليغات ، مرحوم شيخ محمد كاظم خانه نشين شد . { شيرازي ، مجله
حوزه ، شماره 50 ، 30 ـ 31 }.
تاليفات
از
آن فقيه سترگ ، آثاري بر جاي مانده كه جز شمار اندكي از آنها ،
بقيه به چاپ نرسيده و هم اينك در كتابخانه حافظيه شيراز ـ كه فرزند
بزرگش ، آنها را همراه با كتابهاي خودش وقف آنجا كرده است ـ موجود
است . آنهاعبارتند از :
1.
بلغه الطالب في حاشيه المكاسب ( 2ج ) : اين كتاب از معروفترين و
دقيقترين حواشي مكاسب است ، كه در حوزه هاي علميه شهرتي بسزا دارد
،، كه به همت نواده اش ، آيت الله سيد رضي شيرازي ، در تهران چاپ
شده ، و سزاوار تجديد چاپ است .
2.
رساله في الخلل ( چاپ نجف )
3.
رساله في صلاه الجماعه
4.
حاشيه بر فرائد الاصول شيخ انصاري
5.
حاشيه بر فوائد الاصول كاظميني ، تقريرات درس محقق نائيني
6.
حاشيه بر در الاصول حاج شيخ عبدالكريم حايري
7.
حاشيه بر فصول شيخ محمد حسين اصفهاني ( د .1261
ه.ق )
8.
حاشيه استدلالي بر عروه الوثقي
9.
دوره كامل اصول
10.
كتابهاي متعدد فقهي ( در ابواب مختلف و در چند جلد )
11.
مسائل فقهيه
ويژگيهاي اخلاقي
1.
احترام به استاد
آن مرحوم ، به
استادش آيت الله ميرزا محمد تقي شيرازي ، احترام فراوان مي كرد ، و
تا روزي كه استادش زنده بود ، به درس وي حاضر مي شد و بهره مي برد
اين كار ، شيوه پسنديده عموم علماي بزرگ شيعه بوده است ؛ چنانكه
شيخ طوسي تا زماني كه سيد مرتضي زنده بود ، به درسش حاضر مي شد ، و
اين ، زماني بود كه شيخ طوسي با سيد مرتضي ، هر دو درس شيخ مفيد ،
همدرس و شاگرد يك استاد بودند . اما شيخ طوسي تا 52 سالگي ، در درس
سيد مرتضي حاضر شد { امام خميني ،كشف اسرار } . آيت الله سيد رضي
شيرازي مي گويد : “ نكته ديگر كه خيلي آموزنده است و نشاندهنده
روحيه تواضع اين مرد بزرگ در برابر استاد ، اينكه : ايشان ، حدود
30 سال درس ميرزا محمد تققي شيرازي مي رفته و ملازم ايشان بوده اند
، و از سامرا ملازم آن مرحوم بوده اند ، مي فرمود : هر وقت به خانه
ميرزا مي رفتم ، در خانه اش را مي بوسيدم . وقتي كه بيرون مي آمدم
باز مي بوسيدم . تا اينكه ميرزا محمد تقي ، زعامت عامه يافت . از
آن پس ترك كردم ، زيرا خوف اين را داشتم كه حمل بر جهات ديگر بكنند
؛ نه جنبه احترام به استاد ” { شيرازي ، مجله حوزه ، شماره 50 ،
29}
2.
انصاف در بحث
آيت الله سيد رضي شيرازي مي گويد : “ ايشان ، فرد بحاثي بود و مسلط
در مباحث . در عين حال ، خيلي منصف بود و نه تنها به شاگرد مجال
اشكال كردن مي داد ، كه اشكالات ايشان را هم مي پروراند و اشكال
نابجاي ايشان را هم به صورت صحيح مطرح مي كرد ، و آن وقت به پاسسخ
آن مي پرداخت ” { شيرازي ، مجله حوزه ، شماره 50 ، 28}
ركن زاده مي نويسد :“ وي بسيار متواضع و خوش خلق بود و متدينين را
اعلم از وضيع و شريف ، گرامي مي داشت . و در تربيت و تعليم شاگردان
خود زياد دقت مي كرد ، و در بحث و مناظره از خود نمايي و اظهار علم
دوري مي جست . و منظورش از بحث و فحص ، همانا تفهيم و يافتن راه
حقيقت بود { ركن زاده آدميت ، دانشمندان و سخن سرايان فارس ، ج 4 ،
232 }.
سفر به قم
آيت الله حاج شيخ
كاظم شيرازي در سال 1366 ه.ق ، به قصد زيارت مرقد مططهر حضرت ثامن
الائمه علي بن موسي الرضا (ع) و ديدار با علماي حوزه علميه قم ، به
ايران حركت كرد . نخست ، ايشان به قم آمد ، و ميهمان آيت الله حاج
ميرزا محمد فيض ـ كه از سامرا و درس ميرزا محمد تقي شيرازي با هم
دوستي ، صفا و صميميتي فراوان داشتند ـ شد . در روز ورودشان ، همه
علما مانند
آيات عظام : بروجردي ، حجت ، صدر و سيد محمد تقي خوانساري ، و
ديگران از علما ، فضلا و عموم محصلان ، از ايشان تجليل كردند {
شريف رازي ، گنجينه دانشمندان ، ج1 ، 271 } . آيت الله بروجردي ،
دو بار به ديدن ايشان تشريف آوردند و هر دو با ر هم ، به بحث علمي
و فقهي پرداختند . ايشان پس از آگاهي از توان والاي علمي آيت الله
شيرازي ، تقاضاي ماندن در حوزه علميه قم را از ايشان نمود ، كه
معظم له نجف را ترجيح داد . آيت الله سيد رضي شيرازي مي گويد : “
ايشان ، در سفري كه به ايران داشتند ، به قم مشرف شدند . من هم در
خدمتشان بودم بزرگان قم و حوزه ،از ايشان تجليل فراواني كردند . دو
جلسه بحث ايشان را با آيت الله بروجردي ، شاهد بوديم . بحث ،
طولاني و عميق بود . بحث اوئل ، در مسئله اي از مسائل وقف و بحث
دوم در تنجيس متنجس بود . هر دو بار ، طرح مسئله از ناحيه آيت
الله بروجردي ـ قدس سره ـ بود ” { شيرازي ، مجله حوزه ، شماره 50 ،
28 } . استاد آيت الله مكارم شيرازي درباره ايشان مي گويد: “ در
وقت ورود ايشان ، با گروهي از طلاب و فضلا ، به ديدار ايشان رفتيم
و سر بحث را با معظم له در باب استصحاب تعليقي باز كرديم . ايشان
نظريه خود را توضيح و به پرسشها و اشكالات حاضران هم با كمال متانت
و بزرگواري پاسخ داد . و زماني كه برخي از حضار از قبول آن سر باز
زدند و اشكال كردند ، ايشان با كمال ادب فرمود : من آنچه در توان
داشتم ، از نظريه خود دفاع كردم و مطلب ديگري به نظرم نمي رسد .
كنابه از آنكه انتقادات شما وارد نيست ، و مودبانه بحث را به اتمام
رسانيدند ” .
آيت الله حاج شيخ كاظم شيرازي در قم چنند روزي توقف نمود ، و پس از
ان ، به تهران رفت و در منزل آيت الله حاج سيد علي رضوي قميي وارد
شد . در تهران ، از سوي علما ، دولت و ملت ، تجليل و تكريم شد . پس
از چند روزي ، ويي به شمهد مقدس حركت كرد و در آنجا هم معززا وارد
شد و پس از مدتي ، به نجف بازگشت . معظم له از كساني بود كه شايسته
مقام رياست علي الاطلاقي و زعامت كل شيعه بود ولي اجل مهلتش نداد {
شريف رازي ، آثار الحجه ، ج2 ، 24 }.
آيت الله سيد مرتضي نجومي ، از علماي كرمانشاه مي گويد : “ معظم له
به هنگام رفتن به نجف ، در كرمانشاه بر مرحوم آيت الله شيخ هادي
جليلي ـ قدس سره ـ وارد شد و ايشان به ما طلاب مدرسه حاج شهبازيان
فرمود كه همگي به استقبال ايشان برويم . ما با چند ماشين ، به
استقبال آقاي حاج شيخ رفتيم . ايشان هم چند روز در كرمانشاه ماند ،
و همه علما و روحانيان در منزل آيت الله جليلي ، از ايشان ديدن مي
كردند و پس از آن به نجف بازگشت ” .
بازماندگان
يادگار ارزنده وي در اين زمان ، استاد بزرگوار آيت الله سيد رضي
شيرازي ، زا علماي محترم تهران و نوه پسري آيت الله ميرزا علي آقا
شيرازي فرزند ميرزاي مجدد شيرازي و نوه دختري حاج شيخ محمد كاظم
شيرازي ، است . او متولد 25 رمضان 1345 ه.ق و از شاگردان آيات عظام
: پدرش و جدش ( در نجف ) ، شيخ محمد تقي آملي ، شيخ ابوالحسن
شعراني ، سيد ابوالحسن رفيعي قزويني و ميرزا احمد آشتياني ( در
تهران ) است . وي مدرس معروف علوم فلسفي و كلامي ( شرح اشارات ،
اسفار ، شرح منظومه ) ، استاد فقه و اصول ، امام جماعت مسجدد شفاي
تهران ، و مولف كتب گوناگون : اصولي ، كلامي و فلسفي است {
شاهرودي ، اسره المجدد الشيرازي ، 90 ـ 96 ؛ مجله حوزه ، شماره 50
ـ 17 ـ 62 ؛ شريف رازي ، گنجينه دانشمندان ، ج4 ، 499 }.
پدر بزرگوارش ، داماد حاج شيخ كاظم شيرازي ، آيت الله سيد محمد حسن
شيرازي فرزند آيت الله ميرزا علي آقا شيرازي ، فرزند آيت الله
العظميي ميرزا محمد حسن شيرازي صاحب فتواي تحريم تنباكو بود . وي ،
از شاگردان آيات عظام : ميرزاي نائيني ، آقاضياء عراقي و شيخ كاظم
شيرازي بود ، و در مدرسه قوام نجف تدريس مي كرد . سپس ، وي به
تهران آمد و پس ازز زماني چند ، در 1374 ه.ق در گذشت ، و در نجف
اشرف مدفون شد . { شاهرودي ، اسره المجدد الشيرازي ، 84 ـ 89 }.
در گذشت
آيت الله حاج شيخ محمد كاظم شيرازي پس از عمري آكنده از خدمات علمي
و ديني . و تربيت علماي بزرگ شيعه ، در شبب شنبه 22 جمادي الاول
1367 ه.ق در 77 سالگي چشم از جهان فرو بست . صبح روز بعد ، بدنش در
خارج شهر نجف غسل داده شد . پيكر پاكش با تشيع عظيم و با شكوهي به
صحن شريف منتقل گرديد و پس از نماز آيت الله سيد جعفر بحر العلوم ،
در مقبره كازروني ـ كنار مقبره شيخ الشريعه اصفهاني و حاج آقا سيد
قمي ـ به خاك سپرده شد { تهراني ، نقباء البشر { مخطوط} ، بدون
صفحه } .
با اعلام خبر
فوتش ، در حوزه هاي علميه ايران و عراق مراسم تجليل از مقام علمي
اش بر پا شد ، و ادبا و شعرا در سوگش قصايدي سرودند ؛ كه از آن
جمله قصيده اديب نامي قم ، مرحوم حجت الاسلام حاج شيخ محمد علي
انصاري است { انصاري ، ديوان اشعار ، 264 ـ 265 } مراد از مصراع :
“ هنوز مرگ دو عالم نرفته از خاطر ” ، كه در شعر آمده است ، در
گذشت آيات عظام : سيد ابوالحسن اصفهاني ( د. 1365 ه.ق ) و حاج آقا
حسين طباطبايي قمي ( د. 1366 ه.ق ) است . اين قصيدهه ، در 30 بيت
است :
دريغ و درد كه از جور چرخ سفله نواز
دوباره شد دل خلقي به رنج و
غم دمساز
دوباره دانش و حكمت شدند هر دو يتيم
دوباره علم و عمل شد به
بيكسي انباز
نهنگ بحر بلا باز
باز كرد دهان
پلنگ دشت اجل بازگشت صيد انداز
خدنگ حادثه زد چام قلب سيمرغي
كه علم در كف او صعوده بود و او
شهباز
نواي غصه زملك
عراق مطرب غم
فكند در دل ايران و مصر و هند و
حجاز
هنوز مرگ دو عالم نرفته از خاطر
كه بوم شوم به مرگ سوم كشيد آواز
بناله گفت كه از باغ شرع سرو سهي
به سر درامد و شد در نشيب گه ز
فراز
خميده قامت مردان
دين از آن سبب است
كه شد به خاك نهان آيه الله
شيراز
سمي موسي كاظم
محمد كاظم
كه چشم جعفر صادق بدوست روشن و باز
پناه دانش و پشت
خرد نتيجه علم
امير كشور دين پادشاه ملك نماز
مهين فقيه توانا كه مرغ جان از شوق
همي به ذوق بيانات او كند پرواز
محدثي كه گرفتي براي نقل حديث
محدثين همه از آن جناب خط جواز
نكات مشكله و بسته باز مي گرديد
چو او ز روي تبسم نمود لب را باز
زدين گرفت اگر
آبروي ، ليكن داد
بدين و شرع و به علم آبروي و رونق
باز
فكند پرده ز رخسار شاهد دانش
جمال دلكش او را به ما نمود به ناز
به
أهل علم نجف بود او چنان سرهنگ
به سينه دست به نزدش كسان چنان
باز
ز
زهد و تقويش از من دگر مپرس سخن
كه رشته سخن اينجا بسي كشد به
دراز
زخوي و خلقش
ايجاز به زا طناب است
اگرچه اينجا اطناب بهتر از ايجاز
كسي چگونه تواند نمود وصف بهشت
ز روح محض نشايد شكست گوهر راز
دو
صد فرشته بد او در لباس فرد بشر
دو صد حقيقت بود او عيان به شكل
مجاز
به علم حكمتت پرو
به راي و فكر جوان
به عصر خويش ز اقران خويشتن
ممتاز
بزرگ عالمي
اينسان از اين كريوه تنگ
مكان به كنكر قصر جنان كشيد
چو باز
به
نزد احمد و حيدر شد او به روي سپيد
به بزم قرب خدا تكيه زد به عزت
و ناز
دوباره گشت امام زمان غريب و وحيد
زناله نال شدش جسم و همچو تار
طراز
قلوب زمره
اسلاميان زداعش سوخت
چو شمع مجمع روحانيان به سوز
وگداز
اگر چه عاقبت كار او است بس محمود
پريش خاطر ما كرد همچو زلف اياز
سزد براي دعا دست خويش سوي خدا
برآوريم كه اي كردگار بنواز
به حوزه نجف و قم
به حق احمد و آل
بكن تو ياري و غمشان بدل به
عيش بساز
بلند سايه آيات شرع و دين و حجج
مدام دار چو خورشيد شان به عمر
دراز
براي مصدر تاريخ كلك انصاري
سرود ( شد به جنان آيت الله شيراز)
منابع :
1.
اميني ، محمد هايد ،، معجم رجال الفكر و الادب في النجف خلال الف
عام ، بيروت .
2.
انصاري قمي ، محمد علي ، ديوان اشعار ، چ 2 ، قم ، 1360
3.
تهراني ، شيخ محمد محسن ( آقا بزرگ ) ، نقباء البشر في القرن
الرابع عشر ، بخش مخطوط
4.
ركن زاده آدميت ، محمد حسين ، دانشمندان و سخن
سرايان فارس ، تهران ، انتشارات اسلاميه
5.
شاهرودي ، نورالدين ، اسره المجدد الشيرازي ، چ2 ، بيروت ،
دارالعلوم ، 1412 ه.ق
6.
شريف رازي ، محمد آثار الحجه يا تاريخ حوزه علميه قم ، قم ،
كتابفروشي برقعي ، 1333
7.
همو ، گنجينه دانشمندان ، تهران ، كتابفروشي اسلاميه ، 1352
8.
شيرازي ، سير رضي ، “ مصاحبه با مجله حوزه ”
مجله حوزه ، قم ، شماره 50 ـ 51 ،مرداد 1371
9.
مشار ،خان بابا ، مولفين كتب چاپي تهران
10.
موسوي كاظمي ، سيد محمد مهدي ، احسن الوديعه في
تراجم مشاهير مجتهدي الشيعه ، بغداد
11.
واعظ خياباني ، ملا علي ، علماي معاصرين ،
تبريز
|