|
*
ايمان شخص را از قسمهاش بايد شناخت. * برادر كسي است كه در سختي
برادري كند. * اظهار توانگري جزء شكر است. *ادب مرد بهتر از طلاي
اوست.
* پرداخت
قرض از دين است. * زن و فرزند را ادب كن تا به آنها سود رسانده
باشي. * با بدان نيكي كن تا از بدي آنها جلوگيري كني. * برادران
اين دوره جاسوس عيوب اند. * آسايش مردم در نااميدي (از مال مردم)
است.
* پنهان
داشتن سختيها از جوانمردي است. * نيكي با پدر و مادر خيري است كه
پيش فرستاده مي شود. * پس از صبر، خود را به پيروزي بشارت ده. *
بركت مال به زكات است. * دنيا را با آخرت سودا كن تا سود ببري.
* گريه مومن
از ترس خدا باعث روشني چشم است. * با نيكي، آزادها بنده مي شوند. *
كار خير را زود انجام ده تا كامياب شوي. * شكم انسان دشمن او است.
* صبح شنبه و پنجشنبه بركت است.
* بلاي
انسان در زير زبان است. * باقيمانده ي عمر قيمت ندارد. * كار نيك
را با منت باطل مكن. * خوشرويي (هنگام بخشش) بخشش ديگري است.
* به خدا
توكل كن، كفايتت مي كند. * تاخير كار، بداقبالي است. * آنچه اول
عمر از دست رفته در پايان زندگي جبران كن. * كسالت و بي حالي در
نماز از ضعف ايمان است. * ورود دستهاي زياد در سفره بركت است.
* از كارهاي
ناپسند تغافل كن تا محترم شوي. * هشياري و زيركي خود را در ترك
گناه قرار ده. * فروتني انسان به كرم او است. * گودال حرص را جز
خاك چيزي پر نكند. * رخنه ي دين به مرگ علماء است.
* جامه ي
سلامت كهنه نمي شود. * دوام سلطنت، در سايه ي عدالت است. * احسان
را با عذرخواهي تكرار كن (اگر از ناقابلي عذر خواهي كني چنان است
كه دوباره نسبت به او احسان كرده اي). * ثواب آخرت از نعمت دنيا
بهتر است. * بقاي جان به غذا است، و بقاي روح به فنا (و انتقال از
اين جهان) است.
* ستايش اهل
كرم، موجب مزيد عطاي آنها ست. * هر چه داري بذل كن (البته تا حدي
كه خود را محتاج ديگران نكني). * جمال انسان به حلم است. * بخشش
اندك تهيدست (كه از آنچه داشته داده) بسيار است. * همنشين بد،
شيطان است.
* جولان
باطل يك ساعت است، و دولت حق تا قيامت. * زيبايي سخن به كوتاهي و
اختصار است. * همنشين نيك غنيمتي است. * با مستمندان همنشيني كن تا
شكرت زياد شود. * آنكه مرگ (و نيستي) ندارد بزرگوار است.
* علم انسان
ياور اوست. * زيور زنان طلاست. * حياي انسان پرده اي است (بر اعمال
زشتش). * ترشي غذا بهتر از ترشي سخن است. * تند مزاجي، مرد را به
هلاكت مي دهد.
*
وفا از مردم بي
اصل و نسب ممتنع است. * شغل انسان گنج است. * خوش خويي غنيمت است.
* از خدا بترس، از ديگران در امان باش. * بهترين رفيق آن است كه به
خير رهبريت كند.
* با نفس
مخالفت كن تا آسوده شوي. * معامله ي آنكه دين به دنيا فروشد سراپا
زيان است. * رفيق انسان، دليل خرد او است. * خالي بودن دل (از غصه)
بهتر از پر بودن كيسه است. * ترس خدا دل را جلا مي دهد.
* اخلاص در
دوستي از خوشي پيماني است. * بهترين زنان آن است كه بچه آور و
مهربان باشد. * بهترين مالها آن است كه در راه خدا صرف شود. *
داروي قلب رضايت به قضا و قدر است. * درد نفس در حرص است، و درمانش
در جلوگيري از آن.
* نشانه ي
عقل انسان، گفتار او است. * علامت گوهر انسان، رفتار او است. *
دوام خوشي به ديدار دوستان است. * دولت افراد پست و نالايق، آفت
مردان است. * دينار بخيلان سنگ است.
* دين انسان
گفتار او است. * دولت پادشاهان به عدالت است. * هميشه خشم را فرو
نشان كه سرانجام نيك بيابي. * طغيانگران را بگذار در طغيان خود
بمانند (يعني جز انجام وظيفه نهي از منكر چيزي به عهده تو نيست). *
يك گناه زياد است و هزار طاعت كم.
* «ذراقه ي»
شاهان لبها را مي سوزاند (ذراقه گياه خوشبويي بوده و مراد اين است
كه استفاده از سلاطين خطرناك است). * ذلت انسان در طمع است. * آن
كه ذلت فقر دارد، نزد خدا عزيز است. * ياد جواني، حسرت است. *
رواني زبان، سرمايه اي است.
* ياد مرگ،
جلاي قلب است. * ديدار دوست، جلاي چشم است. * پدرت را مراعات كن،
تا پسرت ترا مراعات كند. * رفاه زندگي در سايه ي امنيت است. * رتبه
ي علم بالاترين رتبه هاست.
* روزي خود به دنبال تو مي دود، آسوده باش. * تولد، قاصد مرگ
است. * نقل حديث، موجب نسبت پيدا كردن با پيغمبر
–
صلّي الله عليه و آله و سلّم
–
است. * هنگام غلبه ي هواي نفس، حق را مراعات كن. * رفيق شخص، نشانه
ي عقل او است.
* مردم را
به ميزانشان وزن كنيد (يعني با هركسي در حدود عقل و معرفت وي رفتار
كنيد). * زحمت مردان صالح، رحمت است. * زوال علم، از مرگ علما آسان
تر است (چه آن كه اگر كتابي از علم مثلاً نابود شود، علما با تحقيق
و زحمت آن را زنده كنند، ولي بدون علماء دانش و كتاب نفعي ندهد). *
هركس را به قدري كه احترامت مي كند ديدن كن. * زاويه هاي دنيا
پر از مصيبت است.
* ديدن رفيق، ستايشي از محبتهاي او است. * ديدن ضعيفان، از
تواضع است. * زيور باطن از زينت ظاهر بهتر است. * بدگماني، از
كارهاي حرام است. * خوشي دنيا، فريبي است.
* بدخويي
وحشتي است كه راه گريز ندارد. * روش هر كس معرفت باطن اوست. *
سلامت انسان در نگهداري زبان است. * خاموشي زبان سلامتي انسان است
(در مواردي كه حرف زدن وظيفه و لازم نباشد). * بزرگان امت
فقيهانند.
* حربه ي
ضعيفان شكايت است. * بالا رفتن انسان به فروتني است. * عيب علم،
خودپسندي است. * براي تحصيل بهشت، دامن همت به كمر زن. * اندكي
معرفت، به از بسيار عمل است.
* موي سفيد قاصد مرگ است. * شفاي قلب به قرائت قرآن است. *
توانگر بخيل، از مستمند سخاوتمند درويش تر است. *
شرط دوستي، ترك
رنج و تكلف است. * بدترين خلق كسي است كه مردم از او بترسند.
* صدقه مايه
ي نجات است. * صدقه ي بدن روزه است. * صبر موجب ظفر است. * نماز شب
روشنايي روز است. * مصلحت انسان به حفظ زبان است.
* با نيكان رفاقت كن، تا از شر اشرار در امان باشي. * سكوت
نادان، عيب پوش او است. *
با خويشان نيكي
كن، حاميانت زياد مي شوند. * صلاح دين به تقواست، و فسادش به طمع.
* هر كه به غير از خدا اميد بندد، رنجش بيهوده است.
* خدا روزي
هركس را ضمانت كرده است. * كتك دوست دردناك تر است. * روشني دل از
خوردن حلال است. * ضربه ي زبان از ضربت نيزه سخت تر است. * هر كه
به اشرار اعتماد كند گمراه است. * هر كه دين به دنيا فروشد گمراه
است.
* تنگي قلب
از تنگي دست مشكل تر است. * هر كه دستش تنگ (و ممسك) است سينه اش
تنگ است. * دنيا بر اهل بغض و دشمني تنگ است. * خوشا به حال آنكه
عافيت نصيبش شد. * عمر دراز با عبادت، از امتيازات پيمبرانست.
* هر كه
رنجش كم است عمرش زياد است. * تحصيل ادب به از تحصيل زر است. * هر
كه اميدش كوتاه است عمرش دراز است. * اطاعت از دشمن نابودي است. *
خوشا به حال آن كه اهل و عيال (ناصالح) ندارد.
* اطاعت خدا غنيمت است. * ظلم، انسان را به خاك هلاك مي
افكند. *
مظلمه ي
ستمديدگان از بين نمي رود. * ظلم، ستمگر را نابودي مي دهد. * عطش
مال از عطش آب سخت تر است.
* تاريكي
ستم، ايمان را تيره مي كند. * سايه ي واليان حق، سايه ي خداوند
است. * سايه ي عمر ستمگر كوتاه است. * سايه ي كريمان پهناور است. *
با قناعت زيست كن تا پادشاهي كني.
* بلند همتي
از ايمان است. * عيب سخن، درازي آن است. * سرانجام ظلم وخيم است. *
دشمن دانا به از نادان دوست. * گرفتاري آخرت دشوار است، وسيله ي
سهولت فراهم كن.
* در حفظ
(علوم) بكوش نه در جمع كتاب. * كيفر ستمكار مرگ زودرس است. * به
دنبال هر شبي روزي است. * هر كه سالم است غنيمت برده. * متوكلان
گران قدراند.
* كشاكش
مرگ، از همنشيني ناجنس آسان تر است. * جوان خردمند، به از پير بي
خرد است. * آن كه ترا به بدرفتاري دلالت كند فريبت داده. * هر كه
ترا بيجا به خشم آورد خيانت كرده. * از مطلب حق غضب كردن، زشت است.
* غنيمت
مومن، به چنگ آوردن حكمت است. * هر كه دين به دست آورده، رستگار
شده. * افتخار به فضيلت، به از فخر به نژاد است. * هر كه از شر نفس
سالم ماند رستگار است. * زيركي انسان دليل اصالت اوست.
* نجات در
راستي است. * هر دلي به چيزي مشغول است. * ناسپاس نعمتش دوام
ندارد. * گفتار هركس معرف ضمير او است. * پذيرفتن حق از دين است.
* قوت قلب
اثر ايمان صحيح است. * حرص، قاتل حريص است. * كار را به اندازه و
تدبير انجام ده، تا از لغزش برهي. * ارزش هر كسي به اندازه دانش
اوست. * همنشين هركس دليل دين او است.
* تزديك شدن
به اشرار، زيان بخش است. * سخت دلي از سيري است. * ارزش هركس، به
قدر همت اوست. * كلام خدا، داروي دلهاست. * كافر سخاوتمند از مومن
بخيل به بهشت نزديكتر است.
* ناسپاسي
نعمت را زوال دهد. * پير را درد پيري بس است. * حسود را درد حسد بس
است. * كمال علم به حلم است. * تكميل بخشش به عذر خواهي است.
* اين عيب
براي دنيا بس كه وفا ندارد. * علم به مرگ، غصه اي كافي است. * موي
سفيد براي اعلام مرگ كافي است. * چنان كه رحم كني رحمت كنند. * هر
چه بكاري بدروي.
* گفتار نرم
زنجير دلهاست. * سخن نرم گو، تا محبوب شوي. * دوران پيري جزء عمر
نيست. * حسود آسايش ندارد. * سلطنت دانش، زوال پذير نيست.
* هر دشمني
علت و مصلحتي دارد، جز دشمني حسود. * هر كه همت بلند دارد اندوهش
طولاني است. * پرحرف، ملامتگر زياد دارد. * آبشخور شيرين و گوارا،
مورد هجوم است (يعني طالبين حضور صاحبان كمال زياداند). * محفل علم
باغستان بهشت است.
* همنشيني
اشرار، چون سفر دريا (خطرناك) است. * آن كه لب فرو بندد، پشيماني
نبيند. * مجلس بزرگواران، آموختن سخنان (نيك) است. * فضيلت انسان،
زير زبانش نهفته است. * همنشيني با احزاب و دسته هاي مختلف، دين را
تباه كند.
* نور مومن
از نماز شب است. * فراموشي مرگ، زنگار قلب است. * دل را با نماز در
تاريكي، روشن كن. * چون موي سفيد شود، خبر مرگت رسيده. * نرم ترين
بستر براي خواب امنيت است.
* رسيدن به
آرزوها، در سايه ي توانگري است. * آتش فراق از آتش جهنم سوزنده تر
است. * طراوت و خرمي چهره، در اثر راستگويي است. * نيكي بي مورد
ظلم است. * گناه صدقه ي منت گذار، از ثوابش بيشتر است.
* زمامداري
احمق زودگذر است. * واي بر آن كه اخلاقش بد، و رويش زشت است. *
تنهايي از همنشين بد بهتر است. * آن كه بدي ترا ناديده گيرد برادري
كرده. * آن كه با تو دشمني نورزد دوستي كرده.
* واي بر
حسود از شر حسد. * خدا رزق سرپرست كودك را مي رساند. * واي بر آن
كه بر آزادگان ستم كند. * اندوه هركس به قدر همت او است. * هيهات
از نصيحت دشمن.
* همت سعادتمند در امر آخرت است، و همت شقاوتمند در دنيا. *
تباهي انسان به خودپسندي است. * فرار از خويشتن (يعني فرار از
هواهاي نفساني و خواسته هاي نامشروع خويش) سودمندتر است تا فرار از
شير. * حريص، هلاك شده و خبر ندارد. * هر چه داري بيار تا شناخته
شوي. * ارزش هركس به قدر همت او است. * مقدرات خواهد رسيد. * سخن
چين، فتنه ي چند ماهه را يك ساعته برپا مي كند. *
صدقه، رزق را زياد مي كند. *
رزق به دنبال تو مي دود، چنان كه تو به دنبال او.
*
بيمناك چون در خطر واقع شود دلش آرام مي شود. *
صابر، عاقبت به مراد مي رسد. *
انسان با راستي به مرتبه ي بزرگان مي رسد. *
شخص در اثر احسان به قبيله، مهتر آنان مي شود. *
نااميدي راحتي جان است. *
همنشيني
سعادتمندان موجب ترقي است.
*
حلم رفيقي است كه
اشتباه نمي كند. قناعت شمشيري است كه كند نمي شود. بالاترين ذخيره
براي روز سختي صبر است. هر كه صبر را ياور خود قرار دهد از هيچ
حادثه اي باك ندارد.
*
مومن، در دنيا راستگو و بيدار دل است، حدود را
رعايت مي كند، صندوق علم است، عقلي كامل قلبي سالم و حلمي ثابت
دارد، دست باز و بخشنده است، درب خانه اش براي احسان گشوده است،
لبخندش زياد و اندوه باطنش هميشگي است، متفكر، كم خواب، كم خنده و
خوش طبع است، طمع را كشته و هوي را نابود كرده، به دنيا بي علاقه،
و به آخرت علاقمند است، مهمان نواز و يتيم پرور است، كودكان را
نوازش و بزرگان را احترام مي كند، سائل را محروم نمي كند، عيادت
بيمار و تشييع جنازه مي كند، حرمت قرآن را مي شناسد، با خدا راز و
نياز دارد، بر گناهان خود مي گريد، امر به معروف و نهي از منكر مي
نمايد، تا گرسنه يا تشنه نشود نمي خورد، مودب حركت مي كند، با غضب
(يعني جديت) سخن مي گويد، با وفق و مدارا موعظه مي كند، از غير خدا
بيم ندارد، و به غير او اميدوار نيست، جز به حمد و ثناي حق نمي
پردازد، در نماز سستي نمي كند، تكبر ندارد، به مال نمي نازد، به
عيب خويشتن مشغول است و از عيب دگران فارغ، روشني چشمش در نماز و
حرفه اش روزه، و عادتش راستي، و شكر مايه ي بركت او است، رهبرش عقل
و توشه اش تقواست، دنيا براي او دكان (مركز كسب) و قبر سرمنزل است،
سرمايه اش شب و روز (: عمر) و منزل و ماوايش بهشت، معاشرش قرآن
است، محمد
–
صلّي الله عليه و آله و سلّم
–
شفيع
–
گناهانش
–
و خداي عزوجل انيس او است.
|