|
جامه و زيور آلات كه به سيستان مرسوم بوده است :
آنچه مردان ميپوشيدند
مردان را پيراهني بود كه چاك گريبان بر روي
شانه ميافتاد و به جاي دكمه از گرهي به نام مدوكه و از جنس نخ يا
پارچه استفاده ميشد كه به مشابه دكمه در پشت سوراخي گير ميكرد
آستينها بلند و گشاد و بدون سرآستين بود . پيراهن بلند و گشاد و تا
پائين زانو ادامه مييافت بطوريكه در دامن زياده به سه من گندم بوزن
سيستان ( هر من 6 كيلو ) جاي ميگرفت . دو طرف دامن و پيراهن چاكدار
بود كه به نام برچاك مصطلح بود شلوار مردان نيز بلند و پاچه گشاد بود
بدان گونه كه يك آدمي به درون يك پاچه جاي ميگرفت گشادي پاچهها از
بالا به پايين در يك اندازه ثابت برش مييافت بند شلوار از قيطونهاي
محكم دستباف تشكيل ميشد . گاه بر روي پيراهن يك ستره يا با سكت كوركي
و يا تهيه شده از پشم شتر در بر ميكردند و گاهگاهي نيز قباي بلند با
نيم تنه ميپوشيدند . اكثراً به هنگام كار شالي بدور كمر بسته ميشد .
در مواقعي كه فرد با سكت و يا نيم تنه نميپوشيد تسمه و يا شالي بدور
كمر خود ميبست . مردان هرگز سر برهنه ظاهر نميشدند و كلاهي از جنس
پشم و يا كورك بر سر مينهادند كلاهي كه مردان در خانه به هنگام
استراحت به سر ميگذاشتند عرقچين نام داشت و از جنس پارچه نخي تهيه
ميشد كه كنارههاي آن به شكل دندانههائي دست دوزي ميشد . به هنگام
شركت در مجالس و يا به هنگام خروج از ده بر روي كلاه دستاري ميبستند
كه با سبك پيچيدن شال سر امروزي كه اكثراً بروش پاكستاني ، هندي و يا
بلوچي است تفاوت داشت پاي افزار مردان به سه فرم جوتي و چپت و پوتين
بود . جوتي عبارت از يك كفي ضخيم از جنس چرم بود كه بوسيله رشتههاي
چرم و بيشتر بوسيله نخ تهيه شده از موي بز به پاي آدمي مهار ميشد .
چپت در ابتدا از چرم و در اين اواخر از لاستيك تهيه ميشد . پوتين كفش
بزمي و رزمي مردان را تشكيل ميداد كه به هنگام سفر به پا ميكردند .
اما اين گونه پاي افزار مختص مردان مرفه و مستغني جامه بود . در گذشته
مردان شمشير و يا كارد بلندي به كمر ميبستند كه در درون غلاف چرمي
قرار ميگرفت اما اين اواخر مردان چوبدستي قطوري به نام پدگي به دست
ميگرفتند كه كارائي آن كمتر از شمشير نبود برخي از مردان متبحر زنجيري
به طول دو تا سه متر به دور كمر ميبستند كه بهترين وسيله دفاعي فرد
بود . اينان در زنجير اندازي آنچنان چيره دست بودند كه با پرتاب چرخشي
آن به دور گردن سوار دشمن به راحتي سرش را قطع مينمودند و اين مزيتي
بود كه نادرشاه پيادههاي رزمي خويش را از ميان زنجير اندازان چوب به
دست سيستاني بر ميگزيد .
آنچه زنان ميپوشيدند
پيراهن گشاد و بر چاك دار ام نه چندان بلند با
آستينهائي كه بوسيلهي سرآستينهاي دست دوزي شده تنگتر ميشدند . چاك
گريبان در جلوي سينه واقع بود و يقه از يك سجاف باريك تشكيل ميشد .
لبه خارجي اين سجاف و نيز راستاي چاك گريبان بوسيله تورهاي مخصوص و به
كمك دست دوزيهاي ظريف آرايش مييافت . اين دست دوزي با نوع دست دوزي
لبه پائين شليتههاي زنانه هم خواني داشت . براي دست دوزي از نوعي نخ
سياه استفاده ميشد كه به همين جهت در اصطلاح محلي اين نوع دوخت را سيه
دوزي ميناميدند . سياهدوزي در انواع تخم خربوزه ، دِندوَبرَكه ،
پامرغك ، زنجيره ، كَجَكي و دودَمَه اجرا ميشد كه از ظرافت تكراري
خاصي برخوردار بود . شلوار زنانه همان شليتهها بود كه فوقاً به آن
اشاره كرديم . هر شليته در واقع دامن پر چين امروزي بود كه گاه از سه
تخته و يا چهار تخته و به عبارتي از هفت تا شش متر پارچه تشكيل ميشد
در زير هر شليته يك شليته ديگري پوشيده ميشد كه از نظر مرغوبيت جنس و
رنگ در درجه پايينتري قرار داشت به اين شليته زير جامه گفته ميشد .
برخي از زنان مرفه الحال و اعيان جامعه تا سه شليته يا تومون را بر روي
هم ميپوشيدند . بر روي پيراهن گاهي باسكت ( جليقه ) زنانه و زماني
ارخالق پوشيده ميشد . ارخالق چيزي به مشابه مانتوهاي نازك كنوني بود و
بيشتر از پارچههاي ارغواني رنگ قناويز تهيه ميشد . زنان ثروتمند
جامعه در مواقع سرما يل يا كتهاي چرمهدار و قزل لالهدار ميپوشيدند .
زينت زنان را جواهراتي تشكيل ميداد كه به گونهي كريّ ( گوشواره )
اشكوفه ، چوري ، كَرّه ، ماتيته ، چتربند ، پنج گل ، طلسم ، شمايل ،
خفه بند ، سينه ريز و كَچّه مورد استفاده قرار ميگرفتند . اشكوفه يا
پولك را به گوشه خارجي بيني ميزدند . چوري و كرّه شامل النگو و دستبند
بود . ماتيته را به جهت زينت چهره از مو بر پيشاني ميآويختند . چتربند
را به گونه سنجاق سر به چتر ميآويختند ، چتر شامل قسمتي از موهاي
بناگوش يا دو طرف پيشين سر بود كه پس از چيده شدن تمامي كنار چهره يا
صورت را ميپوشاند ، وجه تمايز زنان شوهر دار از دختران وجود چتر بود
كه از زمان عروسي زن چيده ميشد زناني كه شوهر خويش را از دست ميدادند
تا زماني كه چتر آنها بلند و مساوي با موهاي بلند سرشان ميشد ، چتر را
در پشت گوش قرار ميدادند . پنج گل سكهي طلايي بود كه در اطراف آن
نگينهاي درشت به مشابه گلبرگ نصب ميشد و آنگاه با زنجير كوتاه چفت
گردن بسته ميشد . طلسم نوعي مدال طلايي نگيندار بود . شمايل سكهي
عكس دار طلايي بود كه به فرم مدال ميبستند . خفهبند گردنبند كوتاهي
بود كه منحصراً از سكه و نگينهاي ياقوت و فيروزه ساخته ميشد .
سينهريز گردنبند بلند و پهن و پركاري بود كه با آويزههاي همانند بر
روي سينه قرار ميگرفت و به وسيله زنجير طلايي به پشت گردن بسته ميشد
. كچه شامل انگشتريهاي جورواجوري بود كه به دست ميكردند . موچينك يا
موچين و سورمهدان و ميل سورمهكش و قوطي سرخاب و سفيداب وسايل آرايشي
زنان را تشكيل ميداد . آرايش مو در زنان شامل شانه زدن و بافتن آنها
بود كه به دو صورت درشت بافت و ريز بافت عمل ميشد . موي بلند نشانه
آراستگي و تشخص زن بود ، به همين جهت با وجود بلندي مو انتهاي آن را با
مهرههاي رنگارنگ كه به نخ كشيده شده بود ميبافتند . علاوه بر
مهرههاي متنوع از سكههاي طلايي و نقرهاي نيز در بافتن مو استفاده
ميكردند . بيشتر زنان دستمال مخصوصي كه از نخ ابريشم بافته شده بود به
سر ميبستند ، گره اين دستمال در پشت سر قرار ميگيرد رنگ دستمال سياه
و حاشيهي رنگارنگ ابريشمي داشت . به هنگام مسافرت اكثر زنان در زير
شليته شلواري از صوف سياه ميپوشيدند تا از لحاظ حجاب ايمن باشند . پاي
افزار زنان بيشتر از نوع نعلينهاي تخت چوبي بود كه رويه چرمي داشتند
اما برخي از زنان مرفه جامعه از اروسيهاي سركج يا نوك برگشته استفاده
ميكردند . چادر زنان از پارچههاي دستباف محلي و از جنس پنبه و ابريشم
تهيه ميشد و شامل دو نوع چادر نماز بود كه امروزه براي بستن رختخواب
بكار ميرود . نوع همگاني و نامرغوبتر آن چهارخانههاي درشت داشت كه
جاوند ناميده ميشد ، نوع ديگر مختص اعيان و اشراف بود و از
چهارخانههاي ريز تشكيل ميشد با كاربرد ابريشم بيشتر به اين نوع
چادركيش گفته ميشد .
|