|
51.
مادر: هوشنگ رفتي اداره بابات منشي شو ديدي؟
بچه: آره مامان
مادر: قشنگ بود؟
بچه: نه شكل شما بود ... !!!
***********************************
52. تركي زني حامله را در اتوبوس
ديد و بهش گفت:
خانم اين چيه؟
معلومه بچه ام است ديگه!
دوستش داري؟
آره خيلي...
پس چرا گورتش دادي؟
***********************************
53. معتاد اولي: ديشب بزم خوبي
داشتين ؟
معتاد دومي: اوه جات خالي اما
خوب كاري كردي نيومدي !
چرا؟
واشه اينكه با دوشتان دور و ور منقل نششته بوديم كه يهو يه پلنگ
وارد شد ، پلنگ اومد جلو من رفتم عقب ، اون اومد جلو من رفت
عقب خلاشه شرت رو درد نيارم يهو پريدم از دم پلنگ گرفتم محكم با
شر كوبيدمش ژمين گفت: ميوووو ... !
***********************************
54. بابا شما كجا بدنيا اومدين؟
اصفهان
مامان كجا؟
تبريز
من كجا؟
تهران
خيلي عجيبه ما سه نفر چطوري همديگرو پيدا كرديم ؟!
***********************************
55. آقاي سردبير اين روزنانه پر
از اشتباه چاپيه ، امروز بيش از صد نفر زنگ زدند و اعتراض كردن
جناب مدير اجازه ميدين از امروز شماره تلفن روزنامه رو هم اشتباه
چاپ كنيم؟
|