|
41.
از رشتيه ميپرسند: چي شد كه از سربازي معاف شدي؟
ميگه: آخه من تك پدر بودم ! ...
***********************************
42. بچه: بابا هواپيماي به اين
بزرگي رو چطور مي دزدند؟
پدر: اول صبر ميكنن بره بالا
كوچيك بشه ، بعد ميدزدنش ... !
***********************************
43. مهمان آهسته به پسر
صاحبخانه: پسر جون شماها كي ناهار ميخورين؟
مامانم
گفت هر وقت شما رفتين !
***********************************
44.
اين بابا چي كار كرده جلبش كردن؟
ميگن
جيب كانگوروي باغ وحش رو زده !!!!
***********************************
45. پير زن: باز زنگ خونه مارو
زدي و اومدي گدائي؟
گدا: پس توقع داشتي زنگ خونتو
بزنم و بيام خواستگاري؟...
|